Delusion

آخرین بازمانده‌ی عزیمت ناگهانی

زمان همه چیز رو حل میکنه!

از جمله قشنگیای زندگی اینه که کسی که یه زمانی حرفاش واست مهم بود، از تک تک کلماتش یه برداشت خاص داشتی و حرف به حرفشونو واسه خودت تفسیر میکردی (و البته هیچوقت بهت اهمیت نمیداد و همیشه باعث میشد اعصابت خرد بشه!)، الآن حتی قربون صدقه رفتناش هم واست اهمیتی نداره و حتی اگه بیاد بگه واست میمیره هم دیگه جدی نمیگیریش

قدر بدونیم :))


برچسب‌ها: زمان

واچمن - watchmen

به دلیل علاقه‌ای که به لیندلوف دارم، سریال واچمن رو از همون موقعی که تازه ساختش شروع شد پیگیری میکردم ... اما وقتی اولین قسمت پخش شد و دیدمش، متوجه شدم که هیچی از سریال سر در نمیارم :/

واسه همین موقتا سریال رو رها کردم تا برم مقدمات واچمن رو ببینم و بخونم و بعد برم سراغ سریال!

فعلا سه قسمت از سریال رو دیدم ... و کیف کردم!

اگه به کامیک و ژانر ابرقهرمانی علاقه دارین، پیشنهاد میکنم از دستش ندین :)

واسه‌ی مقدمات قبل از سریال هم قطعا اول فیلم watchmen 2009 رو ببینید، بعدش داکیومنت‌هایی که hbo قبل از قسمت اول پخش کرد بخونید، بعد قسمت اول رو ببینید و حالا نقد قسمت اول رو تو زومجی بخونین (چون توی فیلم watchmen 2009 یه سری چیزا رو به کل تغییر دادن و بر اساس اتفاقات واقعی کامیک نیست؛ مثل پایان‌بندیش که کلا یه چیز دیگس!)


برچسب‌ها: watchmen , واچمن , فیلم , سریال

ارواح حساس!

با آهنگ غمگین افسردگی میگیرین؟!

خیلی خوبین :))

خواب!

کلا کم پیش میاد که خواب ببینم ... اگرم ببینم، معمولا یادم نمیمونه ... اما تا حالا دو بار خوابشو دیدم!

یه بار تو خوابم مُرد ...

یه بار زندگی بخشید ...

اما انگار تو دنیای واقعی هم نمیتونه برای من یه چیزی بین این دو مفهوم باشه!


برچسب‌ها: تو_خوابم_ولم_نمیکنی

بعد از این که ازش گذشتم، تازه چند روز فکرمو مشغول کرده بود که حالا چه‌جوری باهاش برخورد کنم؟!

اما

تصمیم گرفتم که دیگه تو این مورد خاص، خودمو اذیت نکنم :))

سپردمش به زمان ...

 

چس‌ناله‌ی سوم

رمز دار شد!


ادامه نوشته
برچسب‌ها: چس‌ناله

دوستان وبلاگی!

وقتی تصمیم گرفتم وبلاگ بزنم، فکرشو نمیکردم که به این زودی رفیق پیدا کنم!

راستش کلا فکر نمیکردم که هنوز بلاگفا انقد شلوغ باشه ... تصور میکردم با وجود اینستاگرام و توئیتر، دیگه کسی تو بلاگ نمونده باشه ... اما هنوز یک ماه نشده که چندتا دوست خوب پیدا کردم ... کلی از تایممو دارم اینجا میگذرونم ... گاهی اوقات میشینم پای لپ‌تاپ و فقط F5 میزنم تا کامنت جدید رفقامو ببینم :)

خلاصه که دمتون گرم!


برچسب‌ها: رفقای جدید

تا حالا تو عمرم انقدر بی حوصله نبودم!

من که همیشه عاشق فیلم دیدن بودم، حتی وسط فیلم دیدن هم حوصلم سر میره

کلی کار دارم، اما به هیچ‌کدوم از اونا هم رسیدگی نمیکنم!

تف تو کرونا

رفیق

توی یه دنیای موازی، فقط من هستم و 3 4 نفر دیگه! ... و به شکل غیرقابل وصفی بهمون خوش میگذره ...!

امروز با دو نفر از این 4 نفر، هر کدوم حدودا یک ساعت صحبت کردم ... یکی تلفنی ... یکی چت ... و به شدت حال خوب و انرژی مثبت گرفتم ازشون

به نظرم چیزی به اسم رفیق بد وجود نداره ... یه نفر یا رفیق هست، یا نیست! شاید عمق رفاقت متفاوت باشه، اما رفیق کلا خوبه!


برچسب‌ها: رفیق

فررررریااااااد

رمز دار شد!


ادامه نوشته
برچسب‌ها: چس‌ناله

چس‌ناله‌ی دوم

رمز دار شد!


ادامه نوشته
برچسب‌ها: چس‌ناله , عشق

خوشبختی

من از زندگی چی میخوام ...؟!

اگه جواب این سوال رو میدونی، بهت تبریک میگم! نصف راه خوشبختی رو رفتی ... فقط کافیه واسه رسیدن به چیزی که میخوای تلاش کنی

اما یکی از مشکلات اساسی من اینه که هرچقد فکر میکنم نمیتونم به نتیجه برسم که از زندگی چی میخوام!

پارسال این موقع برنامم واسه زندگی این بود که بتونم ارشد یه دانشگاه خوب قبول شم و بعدش اپلای کنم و زندگیمو تو یه کشور دیگه ادامه بدم ... اما الآن، میگم چه کاریه؟! واسه چی برم؟ من کل زندگیم اینجاست ... خانوادم اینجاست ... رفیقام اینجان ... توی کشوری زندگی میکنم که همه باهام هم‌زبونن؛ اما با این حال بازم اکثر اوقات احساس غم و تنهایی میکنم! وای به حال این که برم جایی که حتی با مردمش کوچیکترین شباهت فرهنگی نداریم ... زدم جاده خاکی، از اصل حرف دور شدم ... برگردیم!

هدف من از نفس کشیدن چیه؟

الآن تصمیمم نسبت به اپلای کردن عوض نشده ... اما قبلا اپلای رو به عنوان تنها راه پیش‌روم میدیدم ... ولی در حال حاضر میگم اگه شد، میرم ... اگه نشد همینجا خوش میگذرونم! در واقع، تعریف من از خوشبختی تغییر کرده ... قبلا فکر میکردم باید شرایط بیرونی مهیا باشه تا بتونم شاد باشم ... امسال فهمیدم شادی کاملا درونیه ... اخبار بد همه‌جای دنیا وجود داره ... مهم اینه که چه‌جوری بتونی باهاشون کنار بیای ... من امسال با وجود این که کلی اتفاق بد توی ایران افتاد، در مجموع سال خوبی داشتم ... و این حس شادی و رضایت درونی رو در طول سال داشتم

هدف من از ادامه دادن به زندگیم اینه که بتونم لذت‌های بیشتری رو تجربه کنم! این تنها چیزیه که الآن میدونم!

اما لذت چیه؟!

به نظر من، معنای لذت منحصر به فرده ... یعنی هرکس باید برای خودش لذت رو تعریف کنه ... شخصا، این که با یه دوست بشینم چای بخورم و گپ بزنیم، یکی از بزرگترین لذت‌های دنیاست! از آخرین رابطه‌ای که داشتم چند سال میگذره، اما این که دست یار رو بگیرم و باهاش خیابونا رو متر کنم واسه من قشنگ‌ترین کار دنیاست!

واسه زندگی آیندم دو تا فانتزی دارم! اولیش اینه که برم پاریس ... یه خونه‌ی کوچیک، بالای یه کافه، تو یه خیابون که به به برج ایفل دید داشته باشه، و البته یه تراس کوچیک هم داشته باشه بگیرم! عصرها بشینم رو تراس مردم رو تماشا کنم! ... اما دومی ... تصوریه که از زندگی تو ایران دارم ... توی شهرهای ایران، واسه زندگی شیراز رو از همه‌جا بیشتر دوست دارم ... اما، با قلبی اندوهگین، به خاطر علاقه‌ی بیش از حد به دریا، مجبورم شیراز رو با همه‌ی جذابیت‌هایی که داره بیخیال شم و برم شمال! فانتزیم اینه که توی یکی از روستاهای شمال، یه خونه داشته باشم وسط یه جای سرسبز ... کنار رودخونه! صبح به صبح به حیوونا رسیدگی کنم، یعدش سوار قایق شم برم ماهیگیری!

اما حیف که فعلا توی تهران گیر کردم! و احتمالا هم پابند خواهم شد!

دوست دارم تعریف شما از خوشبختی رو بدونم ... واسم بنویسید :)


برچسب‌ها: خوشبختی

پیشنهاد فیلم و سریال

تو دورانی به سر میبریم که شرایط رو شرح نمیدم دیگه! واسه همین یه سری از فیلم‌ها و سریال‌هایی که دوسشون داشتم رو مینویسم، اگه قرنطینه فشار آورد نگاه کنین!

1- The Leftovers

یه سریال 28 قسمتی ... پخش شده از hbo ... واسه خودم بهترین سریالیه که دیدم! به نظرم اگه اهل فیلم و سریال باشین و این سریال رو نبینین نصف عمرتون بر فناست! البته اینم بگم، به هیچ وجه سریال عامه‌پسندی نیست! اگه از سبک سریالی مثل لاست خوشتون میاد، اینو از دست ندین

2- Before Sunrise

در بین فیلم‌های عاشقانه‌ای که دیدم، تا به‌حال Before Sunrise رتبه‌ی اول رو گرفته! مفهومی که این فیلم از عشق ارائه میده درست‌ترین و واقعی‌ترین معنای عشقه ... البته این فیلم دو تا قسمت دیگه هم داره که پیشنهاد میکنم اونا هم ببینین ... Before Sunset و Before Midnight

3- Six Feet Under

البته این سریال طولانیه! 5 فصل 13 قسمتی ... هر قسمت هم حدودا 50 دقیقه ... اما بعد از دیدن این سریال، به کل نگاهتون به دنیا عوض میشه ... سریال درباره‌ی یه خانواده است که شغلشون برگزاری مراسم تدفینه ... اول هر قسمت یه نفر میمیره و تا آخر همون قسمت دفنش میکنن! اگه اعصاب و حوصله‌ی یه سریال به شدت سنگین و عمیق رو دارین، همین الآن بذارین رو دانلود!

4- The Notebook

یه فیلم عاشقانه‌ی دیگه! (کلا چند وقتیه که به دیدن فیلم‌های عاشقانه علاقمند شدم!) ... هرچند که به نظرم تصویری که توی این فیلم از عشق ارائه میشه، زیادی فانتزی و غیر واقعیه، اما بازم دیدن عشق همیشه جذابه! خصوصا وقتی که انقدر قشنگ به تصویر کشیده بشه!

5- Rick and Morty

در حال حاضر خودم مشغول دیدن این سریالم! مخصوص این روزا که شادی ازمون فاصله گرفته و نیاز داریم یکم بخندیم ...

6- One Flew Over The Cuckoo's Nest

پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته ... یا همون "دیوانه از قفس پرید"! ... به اعتقاد من و خیلیای دیگه، بهترین فیلم تاریخ سینما ... خوبی‌های این فیلم قابل بیان نیست ... فقط ببینیدش :)

7- Schindler List

یکی دیگه از شاهکارهای تاریخ! داستان آقای اسکار شیندلر ... کسی که تمام وجودش رو برای انسانیت خرج میکنه


برچسب‌ها: فیلم , سریال

من به شدت از صحبت کردن پشت تلفن بدم میاد ... اما باید اعتراف کنم که امشب بعد از صحبت کردن با سه تا دایی و سه تا خاله و دو تا عمه، حس خوبی بهم دست داد که واقعا نمیدونم چرا!

پسردایی 40 سالم انقد امید به زندگی داره که واسه حمایت از شهردارِ برکنار شده، عکسشو گذاشته پروفایل :|

وا بده عزیز من!

تفاوت

ولی یکی از بدترین تفاوتای دنیا، تفاوت عقیده با پدر و مادره ... یه طرف مامان بابام واسه امام موسی کاظم عزادارن، یه طرف من نشستم موزیک قری گوش میدم😂

 


برچسب‌ها: قر , تفاوت نسل , اعتقادات
فکر کن 99.99 درصد جمعیت دنیا غیب شدن و فقط من موندم

آمارگیر وبلاگ