چند تکه حرف ۶
- جواب آزمایشم رو گرفتم. به قول تراپیست، دومین بار هم از سرطان جستم و امیدوارم سومین باری در کار نباشه :) دکتر گفت یه قارچ خیلی ساده و مرسومه که نه خطری داره و نه مسریه و صرفا هست! باید قرص بخورم و پماد بمالم تا از بین بره.
- هفتهی گذشته یه روز رفتم کارگاه عطرسازی. تجربهی باحالی بود. عطری که ساختم انقدر خوب شد که استاد گفت این ارزش تولید دوباره داره؛ ترکیب نوتهاش رو نگه دار و برامون بفرست تا دوباره برات تولید کنیم!
- اجراهامون هم خوب بود. هنوز هیچ حسی رو بهتر از حس روی صحنه بودن تجربه نکردم. هر بار که اتفاق میفته بند بند وجودم به وجد میاد و از اعماق قلبم خوشحال میشم. فقط حیف که کم اتفاق میفته.
- دیشب با دوستم صحبت میکردم، میگفت خستهست و حوصلهی هیچی رو نداره. به فکر زندگی خودم افتادم. تغییری که توی این مدت داشتم اینجوری بوده که برای خوشحالی تلاش نمیکنم و در واقع همون جملهی کلیشهای "از مسیر لذت ببر" رو زندگی میکنم. قبلا فکرم این بود که حتما باید سالی ۲۰تا کار انجام بدم، اما الآن از تماشای سریال در حین خوردن غذا بیشترین لذت رو میبرم! نمیدونم تأثیر تراپیه یا ۳۰ سالگی، اما هرکدوم هست دستش درد نکنه. از این مدل خیلی راضیترم.
برچسبها: چند تکه حرف