- حالم خوبه. خستگیها در رفتن و لذتها جاشون رو گرفتن! البته خستگیها با استراحت از بین نرفتن، با ورزش و یوگا و دیدن دوستام رفتن. یوگا واقعا حالم رو خوب میکنه و حتی کنسل شدن یک جلسهش هم برام سخته. توی هفتههای اخیر پیشرفتم توی آساناها و قویتر شدن بدنم رو با وضوح بیشتری میبینم.
- دوست عزیزی که تا مدتی نادیده بود رو پنجشنبه دیدم و بسی خوش گذشت! توی دورهای که انسانها همه دارن شبیه به هم میشن (نه فقط ظاهری، بلکه اخلاق و باطن هم) دیدن کسی که شبیه به بقیه نیست و تلاشی هم برای شبیه شدن نمیکنه خیلی جذابه. کسی که میخنده، ادا در نمیاره، سعی نمینه خودش رو کول و باحال نشون بده و انقدر صاف و سادهست که کنارش آرامش داری. واقعا دیدن همچین آدمی غنیمته.
- ضبط کتاب رو داریم ادامه میدیم و انگار قصد تموم شدن نداره! هنوز دوتا کاراکتر سنگینش مونده که یکیش رو خودم باید بگم.
- یه آیتم دیگه از لوتوس رو تست کردم و بازم مثل همیشه قلبم رو لمس کرد! ولی کماکان رگالو بهترینشه. یه بستنی جدید هم نزدیکای خونه پیدا کردم که واقعا بابت پیدا کردنش خوشحالم. از این به بعد برنامه هر شب بستنی قیفیه :))
- امروز خانواده میان و مدتی هستن. روتین زندگیم بهم میریزه ولی سعی میکنم اصل کاریها رو حفظ کنم. اولین اثرش کنسل شدن تراپی امروزه که بابتش غمگینم. با دوستی داشتم درمورد زندگی مجردی صحبت میکردم؛ میگفتم همه فکر میکنن همش خلاف و عشق و حاله! در صورتی که من بزرگترین خلافم اینه که شبا بدون لباس میخوابم :) ولی واقعا زندگی کنار خانواده نهایتا دو سه روز ممکنه و بیشترش اذیتکننده میشه برام. از خداوند متعال صبری جمیل خواستارم.